شبکه یک - 26 تیر 1405

مانع "ترور"، "ترور" است یا "تسلیم"؟ (ضرورت سلسله عملیات "قصاص" در خانه "تروریسم دولتی")

نشست (الهیات انتقام و مقابله به مثل) - تهران - 1405

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر برادران، خواهران و سروران عزیز، عرض سلام دارم.

به سه عنوان که به طرح مسئله و بحث مربوط می‌شود، اشاره می‌کنیم. مقولاتی مثل انتقام، قصاص، اسلام رحمانی، اسلام غضبانی و سوء تفسیری را که در این باب شده است، همچنین بررسی می‌کنیم که جهت‌گیری اصلی در گرایش اصلی هم الهیات اسلام و هم احکام و فقه سیاسی، به‌ ویژه در روابط بین‌الملل چیست؟ و مجوز برای اعمال خشونت علیه کسانی که بدون رعایت حداقل قوانین و حقوق بین‌الملل، خشونت را شروع می‌کنند و به آن دامن می‌زنند، چیست؟

بحث دیگر راجع به نهادهای بین‌المللی است که آیا ما اصلاً در عرصه بین‌الملل، چیزی به نام دستگاه نظارت و کیفر عادلانه داریم؟ آیا دادگاه واقعاً جهانی و بی‌طرف، چنین نظام حقوقی، چنین سازمان مللی و چنین شورای امنیتی وجود دارد یا این‌ که هرج‌ومرج است؟

موضوع دیگر هم مفهوم ترور است که به کدام مفهوم و با چه استدلال‌هایی نادرست است و کدام مفهوم در چه مواردی و چرا، هم عقلاً، هم شرعاً و هم در عرف سیاسی دنیا مجاز می‌شود؟

در مورد اول، اصل این تفکیک را بررسی می‌کنیم که ما یک اسلام رحمانی و یک اسلام غیررحمانی داریم؛ و در حوزه جنگ و صلح، هم الهیات و هم انسانیات، اسلام به دو اسلام تقسیم بشود که هر کدام از آن‌ها با حذف بخشی از اسلام شکل می‌گیرد؛ یعنی «إِیمَانٌ بِبَعْضٍ وَکُفْرٌ بِبَعْضٍ» است. عده‌ای می‌آیند آیات و روایات و فتواهای منادی صلح، مدارا و عفو را حذف می‌کنند و فقط از جهاد و انتقام می‌گویند؛ و گروهی دیگر هم برعکس، به عنوان حقوق بشر، صلح و مانند این‌ها، لیبرال‌بازی را تا مرزهای خیانت و هتک همه حرمت‌های الهی پیش می‌برند. ما دوتا اسلام نداریم. حالا درباره الهیات انتقام که فرمودند، آیا به این صورت و با این تفسیر است که ما چیزی به نام الهیات عدم انتقام، الهیات عفو و گذشت نداریم؟ چرا، آن هم هست. اصلاً این‌ها دوتا الهیات نیستند، بلکه یک الهیات است که در درون آن، اصل بر مدارا و صلح با همه بشریت، حتی کفار و مشرکانی است که با ما سر جنگ ندارند و تابع قوانین بین‌الملل و تابع صلح هستند. و یک الهیات الهیات جنگ، انتقام و قصاص فراتر از مسائل شخصی به‌خصوص مسائل ملی و بین‌المللی است در برابر محاربان، متجاوزان و جنایتکارانی که به هیچ بخشی از قوانین بین‌الملل، حقوق بین‌الملل و حتی شعارهایی که خودشان می‌دهند پایبند نیستند و به هر وسیله‌ای که شده است، مخالفان خود را در سطح جهان از سر راه برمی‌دارند. الآن 47 سال است که این‌ها علیه تروریسم، به‌خصوص تروریسم اسلامی فیلم می‌سازند، شعار می‌دهند و حرف می‌زنند و اتهام اصلی آن‌ها هم متوجه ما است؛ و در تمام این 47 سال، رهبران ما هستند که ترور می‌شوند و مردم ما هستند که هدف قرار می‌گیرند. و تروریست‌ها دقیقاً همان کسانی هستند که از صلح، مدارا، حقوق بشر و قوانین بین‌الملل حرف می‌زنند.

ترور دولتی در زمان شاه که با کشتار، شکنجه و سربه‌نیست کردن افراد مخالف، تحت نظر و آموزش مستقیم مأموران سیا و موساد، و آموزش نحوه شکنجه، انواع شکنجه‌های مدرن و نحوه ترور افراد انجام می‌شد؛ و بعد در سطح بین‌الملل هم این موضوع امروز دیگر علنی شده است. یعنی امثال حماس، حزب‌الله که جنبش مقاومت مردمی و گروه‌های آزادی‌بخش هستند و مشروع‌ترین عمل یعنی دفاع از سرزمین و دفاع از مردم بی‌سلاح را انجام می‌دهند، نام آن را هم تروریسم گذاشته‌اند. و بعد در تمام این سال‌ها، از شیوه‌های هنری و سینمایی بگیرید تا شیوه‌های ترور شیمیایی، ترور میکروبی، ترور سرد و ترور گرم، آدم‌ربایی کردند، مردم را ترور کردند، در جهان ارعاب و وحشت ایجاد نمودند، تا حمایت رسمی از فجیع‌ترین انواع تروریسم با پرچم اسلام مانند داعش و تکفیری‌ها که کل بودجه آن‌ها، حمایت آن‌ها، تبلیغات آن‌ها و همه چیز آن‌ها را اصلاً خود این‌ها علیه مسلمانان درست کردند. و از همه این‌ها رکیک‌تر و وقیح‌تر، تروریسم دولتی است که آمریکا و اسرائیل قبلاً آن را مخفی می‌کردند اما الآن رسماً و علنی می‌گویند. ما آن را کشتیم، ما این را زدیم، ما این‌ها را هم می‌کشیم و لیست بعدی ترور ما هم این است، فلان. یعنی دیگر کار به یک قلدربازی در دقیق‌ترین وجه آن رسیده است.

ترامپ گفته که تنگه هرمز برای ما است و بیست درصد از کل کشتی‌ها و این‌ها را به عنوان عوارض خودمان می‌گیریم. دیگر یعنی اصلاً علنی در جلوی چشم دنیا و در روز روشن این کار را می‌کنند. من رهبر آن‌ها را کشتم، من سلیمانی را کشتم؛ بقیه آن‌ها را هم یک جا گفت که ما دو رده از رهبران آن‌ها را ترور کردیم و شاید لازم باشد یک یا دو لایه دیگر را هم برداریم تا انسان‌هایی بیایند که هرچه ما می‌گوییم، بگویند چشم! یعنی دیگر کار به این وقاحت رسیده است. تروریسم دولتی در حدی است که در غزه، کودکان را به وضعیتی رسانده‌اند که از گرسنگی خاک بخورند. به اسم سازمان ملل، مقدار کمی غذا گذاشته‌اند و این‌ها در اطراف آن ده تا صد تک‌تیرانداز قرار داده‌اند تا کودکان گرسنه‌ای را که دارند از گرسنگی می‌میرند و می‌آیند تا چیزی بردارند بخورند، با افتخار آن‌ها را بزنند.

در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمودند: من در شب معراج دیدم که بشریت در آخرالزمان به حدی سقوط خواهد کرد که هر کس، هر کس دیگر را که دلمی‌خواهد، بدون رعایت هیچ ضابطه اخلاقی، شرف، اخلاق مبارزه و هیچ قانونی می‌کشد.

اولاً چون بحث الهیات را مطرح کردند، الهیات در درجه اول در مورد هستی‌شناسی و خداشناسی معنا پیدا می‌کند. خدای متعال می‌فرماید روزی چند بار در نمازهای شما، من را به رحمان و رحیم بخوانید. حمد خدا را با رحمتبگویید و مواردی از این قبیل. همان خدایی که یکی از اسماء و صفات«عَفُوّ»، «سَرِیعُ الرِّضَا» و «غَفَّارُ الذُّنُوبِ» است.به گونه‌ای از بخشش و رحمت حرف می‌زند که انسان هوس می‌کند هر گناهی را انجام دهد و انسان این‌قدر امیدوار می‌شود. مثل این که قرآن درباره جهنم می‌فرماید: «هَلْ مِنْ مَزِیدٍ» اما بعضی آیات دیگر قرآن هم می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً»؛ پس این امکان هم هست که همه گناهان همه بخشیده بشود، گرچه مقامات افراد مثل هم نخواهد بود. یا این‌که فرمودند تنها گناهی که حتماً بخشیده نخواهد شد، مأیوس شدن از رحمت خداست. یعنی اگر کسی بگوید من حتماً بخشیده نمی‌شوم، حتی اگر همه گناهانبخشیده بشود، همین گناهکه می‌گوید بخشیده نمی‌شوم، قطعاً بخشیده نخواهد شد. ولی در عین حال می‌فرماید: «هُوَ الْمُنْتَقِمُ» است. و در مرتبه بُعد، خشم الهی، غضب خداوند، حدود الهی، مجازات تا حد قتل و جنگیدن را مطرح می‌کند، ولو این‌که منجر به ده‌ها و صدها هزار کشته از دو طرف بشود. این‌ها را هم همین خدا، همین قرآن و همین الهیات فرمان می‌دهد. پس ما چنین تفکیکی نداریم. ما یک الهیات داریم که اصل در آن رحمت است؛ اما غضب و خشونت در موارد خاص برای اجرای عدالت و برای جلوگیری از ادامه جنایت، مجاز می‌شود.

اصلاً تعبیری که قرآن کریم تازه در امور شخصی در مورد قصاص می‌آورد، این است که فرمود: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ». «یَا أُولِی الْأَلْبَابِ» یعنی اگر شعور دارید، این را متوجه می‌شوید؛ و کسانی که قصاص را دعوت به مرگ می‌دانند، اولوالالباب نیستند. اولوالالباب یعنی اگر شعور دارید و قدرت درک عقلی مسائل را دارید، می‌فهمید که قصاص ظاهر آن اضافه شدن یک قتل دیگر است، اما باطن آن دفاع از حیات و زندگی و بازدارندگی برای جلوگیری از قتل‌های بعدی است.

چرا می‌فرماید اگر عفو کنید برای شما بهتر است و پاداش الهی دارد؟ قاتلی که زده پدر تو یا فرزند تو را کشته است، اما بعد اظهار شرمندگی و عذرخواهی می‌کند که: عصبانی شدم، ببخشید، من اشتباه کردم؛ نه این‌که گردن‌کلفتی کند. قرآن می‌فرماید این قصاص حق شما است، اما اگر بگذرید و قصاص نکنید، برای شما بهتر است. یعنی دعوت به قصاص نکرده است، آن را واجب هم نکرده است، بلکه راه عدم قصاص را باز گذاشته است. ولی می‌فرماید چرا اصلاً قصاص بشود؟ حالازده یک نفر را کشته، ما هم بزنیم یک نفر دیگر را بکشیم؟ یک قتل شده دوتا قتل، و خون بیشتری ریخته خواهد شد. چرا درباره این یکی بگوییم نه، حق قصاص نیست و فلان؟ می‌فرماید آن چیزی که ضامن تقویت و حمایت از حیات و زندگی است، قصاص است. چون اگر باب قصاص را ببندی، تعداد قتل‌ها بیشتر می‌شود. طرف می‌گوید تو خانواده من را کشتی، بعد هم به من می‌گویند حق نداریرا مجازات کنی؟ بسیار خب، من هم می‌آیم و کل خانواده تو را می‌کشم. بعد اصلاً قبیله ما هر کسی از قبیله شما را پیدا کند، می‌کشد و فلان. یعنی قتل اصلاً گسترش پیدا می‌کند و کینه‌ها بیشتر می‌شود. این است که قصاص، یعنی قصاص عادلانه، جلوی گسترش خشونت، جلوی گسترش قتل و جلوی خونریزی‌های بیشتر و خشونت‌های بیشتر را می‌گیرد و اصلاً بازدارنده است. اگر امام(ره) حکم سلمان رشدی را صادر نکرده بودند، امروز هزار سلمان رشدی دیگر هم وجود داشتند. حتی اگر حکم اجرا نشود و نمی‌شد، که البته اجرا شد و آن شخص ناقص گردید و یک چشم خود و یک کلیه خود را از دست داد، اصلاً حتی اگر حکم اجرا نمی‌شد هم مهم این بود که بگویند شما به جای بحث علمی یا بحث ادبی، آمدی به پیامبر اکرم(ص) و خانواده ایشان توهین فاحش می‌کنید، و توهین می‌کنی و مسخره می‌کنی؛ «سَابُّ النَّبِیِّ» یعنی کسی که به پیامبری از پیامبران فحش بدهد، «یُقْتَلُ» حکماعدام است. آیا جواب رمان اعدام است؟ این رمان نیست بلکه دعوت، توطئه، خیانت و حمله به کرامت، سعادت و نجات بشر است، و بستن راه رشد بشر است. مسئله این نیست که لازم باشد تو کسی را کشته باشی، بلکه این کار یک قتل معنوی، بلکه یک قتل‌عام معنوی است. اگر مخالف اسلام هستی، اشکالی ندارد؛ قرآن به ما می‌فرماید حتی در وسط جنگ که دارید با مشرکان می‌جنگید، «وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ»، یک نفر از آن‌ها می‌گوید که: برای من سؤال پیش آمده است راجع به اسلام و این، ما چرا با شما باید بجنگیم و شما اصلاً چه می‌گویید؟ قرآن می‌فرماید آتش‌بس اعلام کنید و با امنیت کامل و بدون توهین و تهدید،را بپذیرید تا به اردوگاه شما بیاید، به تمام سؤالاتجواب بدهید و توضیح بدهید که قضیه چیست. بعد هم همان‌جا ازجواب نخواهید که مثلاً چه شد؟ مسلمان می‌شوی یا نه؟ قرآن می‌فرماید با امنیت کاملرا بازگردانید تا به اردوگاه خودبرود. اگرجنگیدن را ادامه داد، می‌جنگید. اگرپذیرفت، فهمید، منصف بود و جبهه جنگ را ترک کرد، مانند بقیه می‌شود و همه حقوقمحترم است، حتی اگر مشرک باشد. این قرآنی است که می‌فرمایدمشرک است، مشرک است، تازه اهل کتاب هم نیست، اصلاً بت‌پرست است، با شما هم دارد می‌جنگد، تازه چند نفر از شما را هم شهید کرده است، اما بعد گفته است آقا یک گفتگویی، مذاکره‌ای بکنیم، من ببینم قضیه چیست، حالا مثلاً به شک افتاده‌ام. این نگاه اسلامی است. اما همین اسلام می‌فرماید، آیات متعدد می‌فرماید وقتی آن‌ها از مرزها و خط قرمزها عبور می‌کنند، «فَاعْتَدُوا» یعنی شما هم عبور کنید. «جَزَاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُهَا» است. همین قرآنی که می‌فرماید در جنگیدن عدالت را رعایت بکنید، که این استاد محترم فرمودند: پل‌ها را خراب نکنید، مزارع را آتش نزنید، درخت‌ها را قطع نکنید، به حیوانات آن‌ها صدمه نزنید؛ حتی امیرالمؤمنین در جنگ می‌فرماید: بدون اجازه صاحبان حیوانات، حیوانات آن‌ها را برندارید و بگویید جنگ است دیگر. چون آن مردمی که آن‌جا هستند، آن‌ها با شما جنگ نداشتند. آب‌های آن‌ها را مسموم نکنید. با کسانی که با شما نمی‌جنگند، نجنگید. همین اسلام در یک موارد خاصی، مثلاً پیامبر اکرم بعد از فتح مکه، عفو عمومی دادند. عده‌ای از مسلمانان گفتند بیست و سه سال این‌ها جنایت کردند، ما را کشتند، شکنجه کردند، اموال ما را غارت کردند و ما را زجر دادند، الآن وقت انتقام است. «الیَوْمُ یَوْمُ المَلْحَمَةِ» یعنی امروز روز خونریزی و قصابی است، امروز حساب ما را تسویه می‌کنیم. پیامبر فرمود: نه، «الیَوْمُ یَوْمُ المَرْحَمَةِ» است... الآن وقت انتقام است. «الیَوْمُ یَوْمُ المَلْحَمَةِ»؛ امروز روز خون‌ریزی و قصاص است؛ امروز ما حساب حال شما را جمع می‌کنیم. اما پیامبر اکرم(ص) فرمودند: خیر، «الیَوْمُ یَوْمُ المَرْحَمَةِ»؛ امروز روز عفو عمومی و روز رحمت است. آقا، پیامبر اکرم با وجود این‌همه جنایت، حتی آن وحشی را که حضرت حمزه سیدالشهدا را کشت و ایشان از دستخیلی عصبانی بودند، عفو کردند. در عین حال، ایشان نام چهار پنج نفر را بردند و فرمودند: اگر هر کس این‌ها را در هر جا و در هر موقعیتی پیدا کرد، باید بکشد؛ حتی اگر آن‌ها به پرده کعبه پناه بردند و تحصن کردند، شما باید این‌ها را در خود کعبه هم بکشید.

قرآن می‌فرماید که حتی اگر دشمن در ماه حرام هم با شما وارد جنگ شد، ماه حرام دیگر حرام نیست و شما باید بجنگید. اگر آن‌ها در مسجدالحرام هم با شما وارد جنگ شدند، اگر وارد شدند و راهی جز جنگ و ستیز نیست، شما باید در مسجدالحرام هم بجنگید. تفکیک این دو مسئله بسیار مهم است. تربیت اسلامی برای نسل مسلمین (که الآن پیامبر و اهل بیت الگوهای اصلی هستند) در این حد بود که سپاه مسلمین بعد از پیامبر برای جنگ با رومی‌ها می‌رفتند. آن‌ها در بین راه که اردو زدند، برای استراحت یکی دو روز در آن‌جا متوقف شده بودند. وقتی آن‌ها خواستند دوباره حرکت کنند و به سمت جبهه بروند، دیدند که در بالای خیمه فرمانده (فرمانده سپاه اسلام)، چند پرنده آمده‌اند و در همین دو روز، در آن‌جا لانه کوچکی درست کرده و تخم‌گذاری نموده‌اند و خلاصه مراسم عروسی و فرزندآوری و این‌ها را انجام داده‌اند. آن‌ها به فرمانده گفتند: آقا، این پرندگان در بالای خیمه لانه کرده‌اند، ما چه کار کنیم؟ ایشان فرمودند: پس شما این خیمه فرماندهی را جمع نکنید و بگذارید باشد؛ ما همه باید حرکت کنیم و برویم؛ یک یا دو نفر در این‌جا بمانند تا وقتی که جوجه‌های این پرندگان در آمدند و کارهای خود را انجام دادند، آن وقت شما خیمه را بردارید و بیاورید. یعنی در حالی که شما دارید به جنگ با امپراتوری روم می‌روید و ممکن است هزاران نفر را بکشید یا کشته و شهید بشوید، در عین حال مراقب هستید که لانه‌ای را خراب نکنید. جمع این دو مسئله بسیار مهم است.

اگر ما چیزی به نام دادگاه عادلانه بین‌المللی، یک سازمان ملل واقعی، یک شورای امنیت واقعی و یک دادگاه بین‌المللی درست و واقعی داشتیم، دیگر به این کشت و کشتار، ترور و آن چیزها نیازی نبود. دادگاه‌ها باید متهمان را محاکمه کنند و همه چیز را مشخص نمایند؛ ولی وقتی چنین نهادهایی را ندارید و آشفته‌بازار است، هر کسی که هر زوری دارد، هر کاری را که دلمی‌خواهد انجام می‌دهد. در گذشته هم همین‌طور بود و الآن هم همین‌طور است. آن‌ها مدام هیتلر را نشانه گرفته‌اند، در حالی که خودشان هیتلرهای بعدی هستند؛ تازه این‌ها بعضی کارهایی را که هیتلر هم انجام نداده است، انجام داده‌اند. وقتی حکم الهی در مورد چنین افرادی و چنین دولت‌هایی، جنگیدن به هر قیمت و با هر هزینه‌ای است، یعنی قرآن در جاهای دیگر می‌فرماید که شما خود را برای جنگیدن به هلاکت نیندازید. در برخی جاها، بله، جنگ هست حتی در آن‌جا که جنگ سرنوشت‌ساز نیست، عقب‌نشینی تاکتیکی و آتش‌بس موقت مجاز است و به آن‌ها هم اجازه داده شده است؛ اما به آن‌ها اجازه تسلیم شدن هم داده نشده است. مذاکره‌ای که برای احقاق حقوق باشد، اجازه داده شده است. اما مذاکره‌ای که نتیجه آن وادادگی، عبور دشمن از خط قرمزها و ضایع شدن حقوق و عزت ملت باشد - یعنی عاملی که باعث ذلت یا اسارت مسلمین بشود-حرام و خیانت است.

اما جنگ‌هایی هم هست که قرآن می‌فرماید که شما دیگر به هیچ وجه با آن‌ها مذاکره نکنید. کسانی که شما بارها با آن‌ها مذاکره کردید و آن‌ها پیمان شکستند، توافق‌نامه‌ها، تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهای شما را زیر پا گذاشتند و در وسط مذاکره ترور و بمباران می‌کنند؛ آن‌ها نتیجه توافق و مذاکرات قبلی را علناً در جلوی دوربین‌ها پاره می‌کنند؛ بعد صریح می‌گویند که ما کشور شما را می‌زنیم و به جهنم تبدیل می‌کنیم، شما را تجزیه و تکه تکه می‌کنیم، نفت شما متعلق به ما است و شما باید ذلیلاته سر فرود بیاورید. آن‌ها می‌گویند تنگه هرمز هم متعلق به ما است و دیروز هم یکی از آن‌ها گفته است که من می‌خواهم از همه سهم عوارض بیشتری بگیرم. بعد افرادی که در این طرف هستند می‌گفتند که ما طبق قوانین بین‌المللی، نمی‌توانیم از این‌ها عوارض بگیریم. البته شما طبق قوانین هم می‌توانید عوارض بگیرید؛ ثانیاً این کدام قوانین است؟ من دیدم که چند وقت پیش، آن ایلان ماسک خائن که جزو همین‌ها است، توئیت زده است که کلمه هرمز اصلاً یک کلمه ایرانی است. هزاران سال حتی قبل از اسلام هم مشخص است که این تنگه اصلاً ایرانی بوده است یعنی خودشان هم این موضوع را می‌دانند اما در عین حال، آن‌ها در جنایات مشارکت می‌کنند. در این‌گونه مواردی که دشمن به نام کفر به اسلام و مسلمین اهانت و ترور می‌کند، و پیش از این هم از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده‌، به احتمال قوی بارها از سلاح‌های میکروبی بهره برده‌ و در دنیا از سلاح اتمی و هسته‌ای استفاده کرده‌اند بعد آن‌ها تهدید هم می‌کنند و هر چند وقت یک بار، تهدید به بمباران اتمی را مطرح می‌نمایند. این دشمن هیچ مرز اخلاقی، حقوق بین‌المللی، قانون و عرفی را رعایت نمی‌کند و این موضوع را سریع هم می‌گوید. حالا آن قبلی‌ها مانند اوباما و امثال آن‌ها، روباه بودند؛ یعنی آن‌ها همین جنایات را با پز روشنفکری، حقوق بشر و رفتارهای جنتلمن‌مآبانه انجام می‌دادند. امام شهید فرمودند که این جنتلمن‌هایی که پشت میز مذاکره می‌آیند، همان تروریست‌های فرودگاه بغداد هستند که سلیمانی را به شهادت رساندند. همین‌ها همان افراد هستند؛ آن‌ها کراوات می‌بندند، ادکلن می‌زنند و ظاهر خیلی مؤدبانه‌ای دارند، ولی در باطن همان تروریست‌ها هستند.

حالا ما در برابر این‌ها باید چه کار کنیم؟ قوانین بین‌المللی می‌گوید که ما باید مقابله به‌مثل، انتقام و دفاع کنیم ولو این‌ که شما در خاک دشمن از خود دفاع کنید. دفاع این‌گونه نیست که اگر دشمن بیاید در ایران ضربه‌ای بزند، ما فقط در داخل ایران یا در خلیج فارس دفاع کنیم. وقتی دشمن هجوم می‌آورد، انجام عملیات دفاعی در خاک دشمن و در سراسر دنیا مجاز است. هم از نظر قانونی، هم از نظر شرعی و هم طبق عرف دنیا، این‌طوری است. حمله به سرزمین دشمن کاملاً به عنوان مقابله به مثل جایز، بلکه جزو حقوق مسلم ملت‌ها است حتی در همین قوانین نیمه کاره هچل‌هفتی که این‌ها دارند، این موضوع آمده است و این قوانین کاملاً وجود دارند.

آن‌جایی که قرآن مردم را به گذشت و عدم قصاص دعوت می‌کند، این دعوت برای مسائل شخصی است، نه مسائلی که به عزت، حقوق و موجودیت امت اسلامی مربوط می‌شود و جنگ با کفار حربی است. امروز اصلاً مصداق کافر حربی همین آمریکایی‌ها، اسرائیلی‌ها و انگلیسی‌ها هستند. در مورد کافر حربی که دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد و ما باید هر طور که شده، این‌ها را به هر شکلی بزنیم تا آن‌ها دست از جنایت بردارند. تازه ما بعد از آن هم باید برای مجازات این‌ها ایستادگی کنیم؛ نه این‌که الآن که آن‌ها جنایت را رها کرده‌اند، ما هم بگوییم بسیار خوب رها کردند؛ خیر، دشمن باید مجازات بشود. «فی القصاص حیات؛ در قصاص، حیات است.» اگر قرآن فرمود که شما در موارد شخصی حق قصاص دارید برای این‌ که خشونت گسترش پیدا نکند، به این دلیل است که قصاص حامی حیات و زندگی است؛ چون وقتی قصاص انجام شد همه مردم می‌فهمند که کشتن یک انسان دیگر، بی‌جواب نمی‌ماند. جان انسان‌ها ارزان نیست که شما بگویید: نگاه کن، این یارو زده شش نفر را کشته ولی باز همرا اعدام نمی‌کنند! پسبرای چه نفر هفتم و هشتم را نکشد؟ یا برای چه بقیه افراد به کشتن تشویق نشوند؟ و برای چه آسیب‌دیدگان به عنوان انتقام نروند و ده نفر از آن‌ها را در آن نقطه دیگر که بی‌گناه هستند، نکشند؟ این مدارا، صلح، اصلاح رحمانی، بخشش و این‌ها فقط در مسائل شخصی است، نه در مسائل عمومی امت اسلامی.

متأسفانه یکی از همین افرادی که در حکومت هم هستند، می‌گوید که ما باید از انتقام بگذریم و مشکل درست نکنیم تا جنگ نشود. می‌گوید: اصلاً مگر انتقام از آمریکا و کشتن رئیس‌جمهور، وزیر جنگ آمریکا و این‌ها ممکن است؟ و بعد می‌گوید آیا شما می‌دانید که این کار چه عواقبی دارد؟ بعد از آن، حتماً جنگ می‌شود. این کارهایی که تا حالا انجام شده، چیست؟ بعد آن‌ها می‌آیند ما را تحریم می‌کنند. یک عده‌ای از این افراد هنوز می‌گویند: آقا، شما از خود هم دفاع نکنید وگرنه جنگ می‌شود! یا اگر دفاع کنید، آن‌ها می‌آیند ما را تحریم می‌کنند. پس این کارهایی که آن‌ها تا الآن انجام داده‌اند، تا حالا چه بوده است؟ می‌خواستند به طرف بگویند که پدرت فوت کرده؛ خیلی با حاشیه و مقدمات گفتند که بله، یک شتری است که درِ خانه همه می‌خوابد و... حالا این‌طوری شده و فلان و این‌ها، این شتر خوابیده است. آن شخص گفت: چی؟ منظور شما چیست؟ منظور خاصی دارید؟ آن‌ها گفتند: پدر شما فوت کرده است! آن شخص گفت: نه، یک اتفاقی افتاده که شما می‌خواهید آن را به من بگویید و مخفی‌کاری می‌کنید! بگویید چون من تحمل آن را دارم. آن‌ها گفتند: کاملاً مشخص است که تو تحمل آن را داری! پدر تو فوت کرده تازه می‌گویی این چیزی نیست و...

من دیدم یکی از این غربی‌هایی که قبلاً ضد ما بود و الآن منتقد دشمن شده است و از ایران دفاع می‌کند، نوشته است که یک عده‌ای هنوز در حکومت ایران، زن کتک‌خورده‌ای که دائم شوهرشرا می‌زند، تمام بدنکبود است و شوهرشرا تا سرحد مرگ می‌زند اما هر بار که ما می‌گوییم چه شده؟ آن زن می‌گوید هیچی، تقصیر من بوده!از شوهرش دفاع می‌کند و مدام کاررا توجیه می‌نماید! می‌گوید بعضی‌ها در حکومت ایران هستند که هرچه آمریکا در حق این‌ها جنایت می‌کند، باز می‌گویند تقصیر ما بود. یک چنین عقده‌ای دارند. دشمن خودش توافق‌نامه را زیر پایش گذاشته است و از همان اول به آن عمل نکرد؛ در برجام هم مواد خوبی وجود داشت و مواد بدی هم در آن بود. اما همان مواد خوبی که قطعی شده بود و این‌ها قول داده بودند و آمدند به دروغ گفتند انجام شده است، همان‌ها هم انجام نشد و عمل نکردند. ما در مسائل عمومی که دیگر عزت، حرمت و استقلال مسلمین و سرزمین آن‌ها مورد تجاوز دشمن قرار گرفته است، ما نباید سکوت کنیم. آقا، این‌ها در این ده- پانزده سال به ده کشور مسلمان حمله کرده‌اند فقط ما هدف آن‌ها نیستیم. افغانستان، عراق، سوریه، یمن، لیبی، لبنان، غزه، جمله فلسطین, سودان و سومالی مورد حمله قرار گرفته‌اند. آن‌ها به همه این کشورها حمله کرده‌اند و در آن‌جاها تقریباً موفق بوده‌اند، به جز جاهایی که نیروهای جبهه مقاومت ما جلوی آن‌ها ایستادند و آن‌ها را به عقب راندند؛ بعد آن‌ها به سراغ ایران آمدند. حالا آن‌هایی که در آن زمانی که جنگ در غزه و لبنان بود، می‌گفتند: آقا، این تله جنگ است و ما نباید وارد شویم و کاری انجام دهیم، در حالی که رهبر شهید، امام شهید فرمودند: آن‌هایی که دارند در سوریه، لبنان و غزه می‌جنگند، این‌ها برای ایران هم می‌جنگند. اگر شما مسلمان هم نیستید، لااقل آزاده باشید؛ اگر نه دین دارید و نه آزادی و نه احرار هستید و نه دین‌دار، اصلاً اگر به فکر منافع خود هم هستید، باید بیایید و در جایی دورتر از ایران، از ایران دفاع کنید، وگرنه آن‌ها بعداً به سراغ شما می‌آیند.

خب شما دیدید با همین حرف‌ها و این کارها که می‌گفتند سوریه را رها کنید، پول‌های ما را به آن‌جا برده‌اند، این موضوع به ما چه ربطی دارد، نه غزه و نه لبنان و امثال این‌ها، و در تله جنگ نروید! این رفتارها یک خیانت از پشت سر و همکاری با دشمن بود. آن‌ها سوریه را که خط مقدم جبهه مقاومت بود، به راحتی با همکاری ترکیه، همه رژیم‌های عربی و جلو انداختن داعشی‌ها گرفتند؛ همان داعشی‌هایی که بعداً عمامه‌های خود را تبدیل به کراوات کردند! و بخشی از سوریه و این مقدار زیاد از خاک سوریه و لبنان برای نخستین بار به دست دشمن افتاد. چون دشمن تا حالا در سوریه این‌قدر جلو نیامده بود؟ اگر دولت سوریه سر پا بود، ترامپ این کارهایی را که الآن انجام می‌دهد، انجام نمی‌داد و جرأت این کار را نداشت؛ اسرائیل هم جرأت نمی‌کرد آن ترور و کارهای بعدی را انجام دهد. خب همین‌طور بعضی‌ها می‌گفتند در سوریه و عراق فلان، یمن به ما چه؟ فلان موضوع به ما چه؟ خب حالا سراغ خودت می‌آیند. ایشان گفت اگر این نبرد مجاهدین جبهه مقاومت و ایرانی‌ها در سوریه و لبنان علیه اسرائیل، تکفیری‌ها و آن‌ها نباشد، دشمنان همین بمب‌گذاری‌ها، ترورها و این‌ها را می‌آیند و در کرمانشاه, همدان، تهران، شیراز و تبریز انجام می‌دهند. بعد عده‌ای مدام گفتند: خیر، کار را رها کنید؛ اما دیدید که آن‌ها جنایت خود را انجام دادند. اگر شما در همان‌جا محکم ایستاده بودید، این اتفاقات بعدی رخ نمی‌داد. الآن هم اگر شما محکم نایستید، یک سال دیگر در همین روز و همین ساعت- یادتان باشد- جنایت‌ها و بی‌حرمتی‌ها سه برابر می‌شود! یعنی اگر شما قصاص نکنید و اگر این‌ها را اعدام و ترور نکنید، ترورهای این‌ها ادامه پیدا می‌کند. الآن اصلاً شما بگویید: ما غلط کردیم و اصلاً تنگه هرمز هم متعلق به شما است، آن‌ها تازه به طمع می‌افتند که بقیه امتیازات را هم می‌توان از این‌ها گرفت. این ترورها ادامه پیدا خواهد کرد و تحریم‌های آن‌ها هم تا جایی که زورشان برسد، بیشتر خواهد شد ، و اگر ما با این‌ها نجنگیم، آن‌ها اغتشاش‌های داخلی را دوباره برنامه‌ریزی خواهند کرد و اگر ما تلاش نکنیم که رهبران آن‌ها را در آمریکا یا در سطح جهان بزنیم، وضعیت بدتر خواهد شد. یعنی اگر شما می‌خواهید صلح و امنیت بماند و تضمین بشود، باید به آن‌ها ضربه بزنید؛ باید بجنگید، ضربه بزنید و قصاص کنید؛ زیرا این قصاص شخصی نیست، بلکه این مسئله عزت، ذلت، مرگ و حیات امت اسلام و بلکه خود اسلام است. این که قرآن تعابیری را به کار می‌برد که «فَاعْتَدُوا عَلَیْهِمْ» است. آن‌ها تجاوز کردند و خط قرمزها را زیر پا گذاشتند، بنابراین شما هم دیگر خط قرمزی ندارید. آن‌ها پیمان‌نامه‌ها را پاره کردند، پس شما هم باید آن‌ها را پاره کنید. به نظرم، ما هنوز خودمان به تنهایی در برجام هستیم! یعنی همه طرف‌ها از برجام رفته‌اند، اما ما هنوز در برجام مانده‌ایم!

درباره التزاماتی که ما الآن می‌خواهیم از دشمنان بگیریم، شما می‌دانید که در سال ۱۳۵۸، کشور الجزایر بین ایران و آمریکا واسطه شد و در آن موقع هم همین دولت بازرگان با برژینسکی ملاقات کردند؛ در حالی که اصلاً قرار نبود چنین ملاقاتی انجام بشود، اما بعد انجام شد. امام هم به این موضوع اعتراض کردند، اما بعد کار بالاخره به قرارداد الجزایر کشید. در آن قرارداد، آمریکا قبلاً همه چیزهایی را که ما در برجام یا در همین تفاهم‌نامه از دشمنان می‌خواستیم، امضا کرده بود؛ یعنی در آن‌جا آمریکا امضا کرد که پول‌های ما را که از زمان پهلوی دزدیده است، پس بدهد؛ امضا کرد که علیه ایران توطئه نکند؛ و امضا کرد که به دشمنان داخلی و خارجی ایران کمک نکند؛همه این‌ها را قبلاً امضا کرده است. اما الآن می‌گویند: خیر، باز دوباره یک امضای دیگر هم بکن. بسیار خوب، بیا این هم امضا!

اسلام مخالف مذاکره نیست و دنبال جنگ‌افروزی هم نیست اما مذاکراتی که به فرموده امام شهید به جایی نمی‌رسد، مذاکره با آمریکا مخصوصاً در زمان این که الآن هست. بعد ایشان فرمودند دلیل آن تجربه است. شما عقل ندارید؟ دین هم ندارید؟ شرف هم ندارید؟ تجربه که دارید، همه دیدند چند بار یک باری باید تکرار بشود؟ بعد الآن ترامپ گفت ما آن تفاهم‌نامه را امضاء کردیم برای این که یک تجدید نفسی بکنیم، فکر نمی‌کردیم که ایران بتواند این‌قدر مقاومت کند و پایگاه ما را بزند و... ما چنین تصوری از ایران نداشتیم. ما فکر می‌کردیم این‌ها دو - سه روزه تسلیم می‌شوند. مثلاً چند روز بیشتر از ونزوئلا مقاومت می‌کنند و تمام! ما رهبرشان را هم می‌زنیم و فرمانده‌های سپاه و ارتش و مقامات‌شان را هم می‌زنیم. هنگامی که اغتشاش هم شد،رسماً گفت که خود ما بودیم. آن‌ها پیش از این نمی‌گفتند، اما الآن دیگر رسماً می‌گویند که اصلاً ما بودیم. ما اسلحه دادیم تا گروه‌های تجزیه‌طلب وارد کشور کنند و کارهای دیگر انجام دهند.هم‌زمان با بمباران کردن ما می‌گوید که شما هم باید...علنی به طرف مقابل می‌گوید ما این قوانین بین‌المللی را که برای کنترل جهان پس از جنگ جهانی اول و دوم درست کردیم، برای مهار و محدود کردن خود ما درست نکردیم؛ ما که اصلاً قانون نمی‌شناسیم، ما این سازمان‌ها را پس از جنگ برای مهار کردن و کنترل بقیه دنیای تحت سلطه خودمان درست کردیم. متفقین و فاتحان جنگ را درست کردیم تا به اسم مخالفت با ترور و تروریسم، جنبش‌های آزادی‌بخش را سرکوب کنیم. ما به اسم صلح، به قوای مقاومت می‌گوییم که تسلیم شوید و نجنگید، اما ما با هر کسی که بخواهیم، می‌جنگیم. ما به اسم حقوق بشر، کشورهایی را که تسلیم ما نیستند، کنترل و متهم کنیم و خودمان در رأس ناقضین حقوق بشر باشیم.

در مورد حقوق زندانیان هم به طور صریح در گوانتانامو و ابوغریب و این‌ها، که ده‌ها زندان مانند این‌ها دارند، فیلم و عکس شکنجه این‌ها را هم به اسم این که لو رفت، بیرون می‌دهند تا به بقیه بفهمانند که هر کسی با ما دربیفتد، آن‌ها را این‌طوری می‌کنیم؛ تا هم مسلمانان را تحقیر بکنند و هم آن‌ها را تهدید و ارعاب کنند. پس شما می‌دانید که کلمه ترور یعنی ارعاب، وحشت و وحشت‌افکنی. رسماً می‌گوید که ما قانون آن را داریم، اما اصلاً ما به این‌ها کاری نداریم. بعد در مورد چیزهایی از این کنوانسیون‌های عمومی که امضا کردند، هر وقت دل آن‌ها بخواهد، مخالفت که می‌کردند هیچ، وقتی هم که دیگر می‌بینند اصلاً نمی‌صرفد، آن‌ها را رسماً پاره می‌کنند و از قوانین هم بیرون می‌آیند. از زمان همین ترامپ، از حدود هشت‌تا کنوانسیون مهم عمومی دنیا، که اصلاً در ابتدا خود آمریکا سردمدار آن بود و شعار آن را می‌داد، آن‌ها را رسماً پاره کرد و بیرون آمد. دیروز هم اعلام کردند که چون دادگاه لاهه که دادگاه بین‌المللی است و آن هم آلت دست خودشان است و خیلی مستقل نیستند، ولی به خاطر فشارهای افکار عمومی دنیا علیه اسرائیل، برای نخستین بار یک حکم درستی در این بابت داد که این‌ها جنایتکار جنگی هستند و به جایی نباید بروند. آمریکا اولاً اعلام کرد که ما دادگاه لاهه را تحریم می‌کنیم و آن قاضی و دیگران را هم ما تحریم می‌کنیم، زیرا این‌ها خودشان مجرم هستند. پس از یک مدتی هم یک دفعه قاضی آن تغییر کرد و یکی از دادستان‌هایهم تصادف کرد و گفتند کهکشته شد، فقط برای این که یک موضع علیه اسرائیل گرفته بود. دیروز اعلام کرد که ما اصلاً از آن هم بیرون می‌آییم و این دادگاه را هم که خودشان درست کرده بودند، برای این بود که از نظر آن‌ها جنایتکار جنگی کسانی هستند که با این‌ها می‌جنگند. پس از جنگ، ویترین اصلی آن‌ها هم نازی‌ها و آلمان و این‌ها بود.

یک مورد دیگر که در آن عمل کردند، این بود که اجازه دادند مسلمانان بوسنی و هرزگوین به دست صرب‌ها قتل‌عام بشوند. وقتی هم مسلمین ضعیف شدند و هم گروه‌های وابسته به بلوک شرق ضعیف شدند، پس از آن در لحظه آخر آمدند و با شعار دفاع از حقوق بشر میوه آن را چیدند. آنجا یک دفعه از همان زمان معلوم شد که قتل‌عام دارد می‌شود تا بیایند و حکومت بوسنی و این‌ها را بگیرند و تقریباً هم آن را گرفتند.

بزرگ‌ترین تروریست‌های تاریخ ایران، منافقین، همین کومله، دموکرات و این تیپ‌ها بودند که همه آن‌ها تحت حمایت مستقیم آمریکا، انگلیس، فرانسه و... بودند. بزرگ‌ترین تروریسم بین‌المللی در جهان اسلام، داعشی‌ها بودند که خود همین ترامپ رسماً گفت که دولت پیش از من اصلاً داعش را درست کرد. گفت ما هفت تریلیون یعنی هفت‌هزار میلیارد دلار در منطقه خرج کردیم و در آخر آن هم از ایران شکست خوردیم و برای همین هم سلیمانی را زدیم و کارهای دیگر انجام دادیم. در قضیه عین‌الاسد آمار دادند که ما کلاً در این جنگ سیزده کشته دادیم. از آن سیزده نفر هم، مثلاً شش نفر از آن‌ها پیش از آن سرطان داشتند و دو یا سه نفر از آن‌ها هم ضربه مغزی شدند. آن‌ها نمردند، بلکه خودشان فکر می‌کنند که مرده‌اند و کلاً سه یا چهار نفر این‌گونه شدند. همین آدم در میانه‌های صحبت خود که می‌خواست جنایت‌ها و ترورهای خود را توجیه کند، چه گفت؟ گفت که ما سلیمانی را به این خاطر زدیم که ایران، یعنی این‌ها، چند هزاذ سرباز و افسر آمریکایی را در عراق و افغانستان کشتند یا باعث قطع دست و پای آن‌ها شدند. تو که می‌گویی کلاً سیزده نفر در این جنگ کشته شده‌اند، پس چگونه در عراق و افغانستان چند هزار سرباز آمریکایی کشته و معلول شدند؟ در این‌جا خود را لو داد و گفت که ما افغانستان و عراق را هم اشغال کردیم و در آن‌جا هم از جبهه مقاومت، ایران و این‌ها شکست خوردیم. بعد حالا می‌خواهی بیایی و ایران را بگیری؟

پس به این نکته دقت کنیم که عدالت جهانی وجود ندارد. این‌ها چه ضمانتی برای حقوق بشر، صلح، دفاع از ملت‌هایی که سرزمین‌های آن‌ها اشغال می‌شوند و مقابله با تروریسم دولتی که قهرمان آن آمریکا و اسرائیل هستند، ایجاد می‌کند؟ هیچ ضمانتی وجود ندارد. هر کسی که توانست از خود دفاع کند، باید این کار را بکند. یعنی قانون جنگل واقعی شیرتوشیر است و بلکه بدتر خرتوخر است. و اگر تو از خود دفاع نکنی و اگر قصاص نکنی، ترورها، جنایت‌ها، اغتشاش‌ها و جنگ‌های بعدی در راه است. فقط یک چیز جلوی این‌ها را می‌گیرد و آن هم این است که آن‌ها احساس کنند این کار نمی‌ارزد و منافع آن‌ها و جان خودبه خطر می‌افتد. تو به این‌جا می‌آیی، سواحل ما را می‌زنی، مردم و حتی قایق‌های ماهی‌گیری را می‌کشی. ما الآن شرعاً، قانوناً و طبق قوانین بین‌الملل، عقل و همه ‌چیز، ما حق داریم تازه وظیفه داریم که سواحل آمریکا را ناامن کنیم. حالا ممکن است کسی بگوید آقا ما سلاح یا امکانی که مثلاً با آن بزنیم، نداریم! آن‌ها این‌جا هستند و می‌توانند همیشه سواحل ما و دورو بر ما را بزنند. زیرا هزار کار می‌شود کرد. قایق‌های کوچک دستی، سلاح‌های دست‌ساز، پهپادهای زیاد که در خود آمریکا هم همه دارند، و گلوله‌های آرپی‌جی را می‌توان به کار برد. ده نفر نیروی استشهادی در ده ساحل آمریکا، ده قایق و کشتی و حتی کشتی‌های معمولی آن‌ها را بزنند و ناامن کنند. آن‌ها سواحل آن و بندرهای آن‌ها را ناامن کنند. بیست‌تا عملیات پهپادی در بیست‌تا شهر آمریکا انجام بشود، ولو به لحاظ فیزیکی خیلی صدمه نزند، اما باید ناامن بشود. زیرا این‌ها برای کسی امنیت باقی نمی‌گذارند. این مقابله به‌مثل و قصاص این است. حتی در مباحث فقهی هم شما بحث تَتَرُس را دیده‌اید که اگر دشمن، افراد بی‌گناهی را جلو انداخت، یا حتی از خود شما یعنی از شما اسیر گرفتند و این‌ها را جلو انداختند و پشت سر این‌ها دارند به کشور اسلامی شما حمله می‌کنند و جنایت و تجاوز می‌کنند، شما باید دفاع کنید. حتی اگر آن آدمی که نیروی خود شماست و اسیر آن‌ها شده یا بی‌گناه است، کشته شد، شهید حساب می‌شود. ولی شما به این قیمت که به خاطر این که به این چند نفر صدمه نخورد، بایستید تا بیاید کل شما را نابود کند، حق این کار را ندارید.

در مباحث فقهی ما، تقریباً همه فقهای شیعه و سنی این را با استدلال قرآنی و حدیث گفته‌اند که اگر دشمن به شما حمله کرد، شما حق ندارید دعوت به صلح کنید. یعنی جنایت می‌کند می‌زند و می‌کشد ولی شما مدام بگویید که آقا بیایید صلح کنیم! اگر جنگی نشد، شما جنگ را شروع نکنید. شما جنگ را شروع نکنید. اولین شهید و اولین کشته را ما باید بدهیم. پیش از آن باید اتمام حجت کنیم، بحث کنیم، مذاکره، تبلیغ و تبیین کنیم که: «آقا برای چه آمده‌اید؟ ما برای چه آمده‌ایم؟ چرا جنگ؟ حتی کشته شدن یک نفر هم زیاد است. شفاف‌سازی کنید. ما متأسفانه شفاف‌سازی هم نکردیم. بعضی‌ها خیال می‌کنند دیپلماسی فقط یعنی مذاکره با آمریکا برای باج دادن به او و گرفتن یک حقوق حداقل‌تر برای خودمان است که آن هم آن‌ها آن باج را می‌گیرند اما این حقوق را به تو نمی‌دهند. تا حالا چه شد؟ تا الان به ما دلاری نداده‌اند. در حالی که این دوستان همواره با این طمع که الآن برویم و مذاکره کنیم، شاید یک بخشی از آن پول‌های ما را که دزدیده‌اند، که صدها میلیارد دلار گرفتند حداقل یک مقدار آن را پس بدهند؛ اما الآن حتی سه میلیارد آن را هم ندادند، یعنی همین دو- سه میلیارد آن را هم نداده‌اند. آن‌ها نه در برجام دادند، نه در تفاهم‌نامه و نه در قرارداد الجزایر دادند. این‌ها آمده‌اند تا غارت کنند، نیامده‌اند تا به کسی چیزی بدهند، بلکه آمده‌اند تا بگیرند و ببرند.

من البته نمی‌خواهم درباره مذاکره‌کننده‌ها بگویم که همه این‌ها مثلاً وابسته هستند. در مذاکره الجزایر، برجام و تفاهم‌نامه، بعضی مذاکره‌کنندگان آن این‌گونه بودند. بعضی‌ها به دشمن حسن ظن دارند، یعنی واقعاً فکر می‌کنند آمریکا... شما دیدید مقامات را، که ما می‌دانیم این‌ها خائن یا نفوذی یا هر چیز دیگری هستند، می‌گوید که آمریکا فقط می‌خواهد مطمئن بشود ما بمب اتمی نداریم. ما امضا بدهیم که ما بمب اتمی نداریم و نمی‌خواهیم! این در حد ساده‌لوحی و حتی فراتر از آن است. تو آمریکا، تاریخ سیاسی آمریکا و جهان، تاریخ سیاسی منطقه و تاریخ سیاسی ایران را در صد سال گذشته و لااقل در همین چهل و چند سال پس از انقلاب ما نمی‌شناسی و نمی‌فهمی. مثلاً فکر می‌کنند اگر بگویند نه، ما نمی‌خواهیم صدور انقلاب کنیم! او هم بگوید عجب! من فکر کردم می‌خواهید صدور انقلاب کنید، اصلاً این ساده‌لوحی نیست؟

مرگ بر آمریکا، منظور ما ملت آمریکا نیست و منظور ما دولت آمریکا هم نیست. پس منظور شما چی آمریکاست؟ مگس‌های آمریکا؟ درخت‌های آن؟ یا لوله‌های فاضلاب آن است؟ او می‌گوید «مرگ بر شما» ولی شما می‌گویید: نه، نگویید, آقا اضطرار است». اضطرار کجاست؟ اولاً اضطرار آن‌ها بیشتر است؛ آن‌ها در دوتا جنگ آتش‌بس دادند نه ما، دوباره حمله کرده گفته شما را از بین می‌برم نابودتان می‌کنم. تا حالا سی بار ما را از بین برده است. هم قرآن این کار را حرام کرده است، هم نهج‌البلاغه آن را حرام کرده است، هم روایات و هم فقهای ما فتوا داده‌اند که در برابر یک چنین دشمنی نباید بگویید بیاید صلح کنیم، بلکه او باید بگوید غلط کردم. قرآن می‌فرماید: «تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ»؛ شما نباید هنگامی که با یک چنین جنگ‌افروزی مواجه هستید، دیگر شعار صلح بدهید. شعار شما با این‌ها باید «جنگ جنگ تا پیروزی» باشد. ما به هر قیمتی می‌جنگیم تا بالاخره او بگوید غلط کردم. صریح می‌گوید من ایران را جهنم می‌کنم، تجزیه آن را انجام می‌دهم، آن را به چند کشور تقسیم می‌کنم، نفت شما مال من است، شما باید بگویید غلط کردم، من رهبر شما را هم کشتم!

هر کسی با این‌ها بگوید صلح کنیم، یا احمق است یا خائن است. ما از هر دو نوع آن هم در کشور داریم، در حکومت هم داشتیم و خواهیم داشت. ما هم از نوع آدم‌های سطحی، کودک و بازی‌خور مانند ابوموسی اشعری‌ها داریم که پیروزی را تبدیل به شکست می‌کنند، و هم از نوع عمروعاص‌ها داریم. عمروعاص را که باید زد، اما امثال ابوموسی اشعری را باید افشا کرد. شما می‌دانید شعار ابوموسی این بود که «آقا جنگ تا کی؟» تازه در آن‌جا دو طرف مسلمان بودند. می‌گفت نه با علی علیه معاویه بجنگید، و نه با معاویه علیه علی بجنگید، ولی در آخر همین آدم حکومت را تحویل معاویه داد.

پس این مقابله به‌مثل، کاملاً طبق قوانین بین‌الملل و همین قوانین نیم‌بند، جایز و بلکه واجب است. یعنی اگر ملتی مقاومت نکند، شرف ندارد. اگر حکومتی وا بدهد، این حکومت بی‌شرف و خائن به مردم خود است. جنگ هم بد و هم خوب است. الآن همین جنگی که در جریان است، این جنگ از طرف دشمن یعنی آمریکا حرام است، اما برای ما واجب است. بالاخره جنگ حرام یا واجب است؟ تجاوز حرام است و دفاع واجب است؛ ظلم حرام است و عدالت واجب است. این جنگ بُعد ظالمانه دارد که از طرف دشمن است. کشته‌های آن‌ها جهنمی هستند. کشته‌های ما و آن‌ها با هم مساوی نیستند. این جنگ ما با آن‌ها، غیر از جنگ آن‌ها با ماست. حکم آن کشتار است. به لحاظ حقوق بین‌الملل، حق داخلی، عدالت، انسانیت، اخلاقی، شرعی, همه ‌چیز، ما با آن‌ها مساوی نیستیم. مظلومی که از خود دفاع نکند، پیامبر اکرم(ص) فرمودند که همدست ظالم است و خودش هم ظالم است. زیرا مظلومی که مورد حمله و ظلم قرار می‌گیرد و دفاع نمی‌کند، به ظالم کمک می‌کند. و به همین جهت فرمود ظالم و مظلومی که تن به ظلم می‌دهد، هر دو جهنمی هستند: «کِلَاهُمَا فِی النَّارِ». می‌گوید آن رشوه‌دهنده و رشوه‌گیرنده هر دو جهنمی هستند، زیرا رشوه بر دو پایه ایستاده است که یکی از آن‌ها رشوه‌دهنده است و یکی از آن‌ها رشوه‌گیرنده است. اگر یکی از این‌ها نباشد، رشوه اتفاق نمی‌افتد. پیامبر(ص) فرمود هر دو آن‌ها جهنمی هستند.

در مورد جنگ، جنگ دو گروه ظالم با هم، مانند جنگ جهانی اول و دوم، که در آن طرفین از گروه‌های جنایتکار بودند، به خاطر غارت دنیا بود. متفقین و متحدین، این‌ها با هم جنگیدند. این جنگ از دو طرف جهنمی است. آن‌ها هشتاد میلیون انسان را هم از خودشان و هم از دیگران کشتند. جنگ‌های دنیا یا از هر دو طرف جهنمی است و ظلم هستند، یا یک طرف آن جهنمی است و یک طرف آن بهشتی و اولیای خدا هستند.

حالا راجع به "ترور" داشتم صحبت می‌کردم. این کلمه ترور مانند کلمه جنگ است. آیا جنگ خوب است یا بد است؟ تو بگو جنگ چه کسی با چه کسی و چرا است، تا ما بگوییم خوب است یا بد است. اصلاً همه کارها همین‌گونه است. آیا رانندگی خوب است یا بد است؟ رانندگی چه کسی، با ماشین چه کسی، چطور رانندگی، به کجا و برای چه کاری؟ رانندگی با ماشین مردم و ماشین دزدی، بد است اما با ماشین خودت خوب است. رانندگی بدون گواهینامه بد است اما با گواهینامه خوب است. رانندگی با سرعت غیرمجاز بد است اما با سرعت مجاز خوب است. اگر داری به خانه عمه‌ات برای دیدار فامیل می‌روی خوب است، اما اگر داری برای دزدی می‌روی بد است.

ترور هم همین‌طور است. اگر مراد از ترور کشتن باشد، بله کشتن غافلگیرانه کسی یا کسانی است؛ آیا این خوب است یا بد است؟چه کسی را داری می‌کشی؟چه کسی را برای چه چیزی داری می‌کشی؟ برای چه چیزی داری می‌کشی؟ آیا مردم بی‌گناه را می‌کشی یا یک باغی و طاغوتی را می‌کشی؟ شدیدترین حکم در قرآن در مورد کسانی است که امنیت مردم، امنیت انسان‌ها را به خطر می‌اندازند. این شدیدترین حکم قرآن است. قرآن می‌فرماید که یک دست و پا را به خلاف، یعنی دست راست و پای چپ را قطع کنید. همین الآن اگر این ترامپ و نتانیاهو و این‌ها را گیر بیاورید، باید همین کارها را با آن‌ها بکنید؛ یعنی دست چپ و پای راست را قطع کنید یا این‌ که اعدام کنید. دیگر بالاترین تخفیف برای کسانی که امنیت را به خطر انداخته‌اند، چیست؟ وقتی شکست می‌خورد، می‌گوید آقا ببخشید، من را مجبور کردند آوردند! دیگر این را مثلاً تبعید کنید. این برای دفاع از امنیت جامعه بشری است. آقا آیا قطع دست و پا خوب است یا بد است؟ قطع دست و پای چه کسی و برای چه؟ بطور کلی وضع آن معلوم است و جنایت است. اما برای یک انسان‌های این‌گونه که بدن آن‌ها را برای ده‌ها میلیون از ملت‌های دنیا می‌لرزانند، چه؟ اگر ترور یعنی ترساندن، یا تهدید افرادی که افراد بی‌گناه هستند، باشد. واضح و معلوم است. این کار جنایت است. اما آیا بدن ده‌ها میلیون از ملت‌های دنیا را آدم‌های این‌گونه می‌لرزانند، جنایتکار هستند؟ اگر ترور به ‌معنای ترساندن یا تهدید افرادی که افراد بی‌گناه، مردم و انسان‌های معمولی هستند، باشد، این کار قطعاً گناه کبیره و جنایت است. اصلاً ایجاد وحشت و ترساندن ملت‌ها و ترساندن انسان‌های بی‌گناه، کار این‌ها است. اگر مراد از ترور، کشتن کسانی باشد که به لحاظ قانونی و شرعی مستحق اعدام نیستند، یعنی تو می‌خواهی این کار جنایت را به غیر نفس انجام دهی. قرآن می‌فرماید - این آیه‌ها خیلی عجیب هستند - اگر یک نفر را بدون گناه بکشید، «فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا»، گویا همین الان هفت میلیارد انسان را تو کشته‌ای. تازه عبارت «النَّاسَ جَمِیعًا» شامل کل بشر در همه ادوار می‌شود. یعنی الآن اگر یک نفر انسان بی‌گناه را بکشی، انگار تو همه میلیاردها میلیارد انسانی را که از اول تا الآن آمده‌اند و از الآن تا آخر خواهند آمد، کشته‌ای. قرآن این‌گونه برای جان انسان بی‌گناه خط قرمز می‌کشد. کشتن یک نفر با کشتن کل بشر مساوی است.

اما آیا مراد از ترور، کشتن مخالفان خودت است؟ این کار حرام است تو حق چنین کاری را نداری. آیا مراد، کشتن هر کافر و مشرک است؟ تو حق این کار را هم نداری. می‌دانید که قرآن هیچگاه جنگ دینی به این معنا که با کسانی که مسلمان نیستند - مثلاً مسیحی، یهودی، زرتشتی و حتی مشرک - بجنگیم، نداریم. چون مشرک است، باید برویم با او بجنگیم؟ ما همچین حکمی را در قرآن نداریم. آن‌ها دستور به جنگ با مشرکی داده‌اند که با شما می‌جنگد، جنایت و تجاوز می‌کند و خیانت می‌ورزد، نه با مشرکی که کاری با شما ندارد. حتی اگر پیامبر اسلام با یهودی‌ها جنگ داشته است، این جنگ به خاطر یهودی بودن آن‌ها نبوده، بلکه به خاطر خیانت‌هایی بوده است که آن‌ها مرتکب شده‌اند. وگرنه پیامبر(ص) فرمود شما تحت حمایت حکومت هستید و حقوق شما هم محترم است. اما آن‌ها خیانت کردند و با دشمن همدستی کردند.

ما جنگ با ادیان نداریم. ما به طریق اولی، جنگ مذهبی بین مذاهب اسلامی هم نداریم. قرآن درباره جنگ با مشرک هم می‌فرماید: مشرکانی که با شما جنگ ندارند و علیه اسلام و مسلمانان کاری انجام نمی‌دهند، نه تنها شما حق ندارید با آن‌ها بجنگید یا آن‌ها را ترور کنید یا کاری بکنید، بلکه خداوند به شما اجازه داده است تا «أَنْ تَبَرُّوهُمْ» و به آن‌ها نیکی کنید. یعنی اگر الآن در یک جامعه بت‌پرست زلزله، کرونا یا سیل بیاید، با این که آن‌ها مشرک هستند و اصلاً اسلام را هم قبول ندارند، ولی چون با ما جنگ ندارند، قرآن می‌فرماید به آن‌ها کمک کنید. در خود مکه که مشرکان بودند و با مدینه می‌جنگیدند، وقتی یکی دو بار قحطی شد، پیامبر(ص) کاروان کمک‌های غذا و دارو و کمک‌های به قول امروزی‌ها بشردوستانه برای مردم آن‌ها فرستاد.

پیامبر(ص) فرمود ائمه کفر و رهبران کفر با مردم عوام فرق می‌کنند. و لذا پیامبر بعد از فتح مکه آن‌ها را بخشید، اما اسم چند نفر را برد و گفت اگر آن‌ها به پرده خانه خدا و کعبه هم آویزان شده بودند، آن‌ها را بکشید! اتفاقاً یکی دوتا از آن‌ها هم مواردی بود که این‌ها به زنان مسلمان خیلی توهین و جسارت می‌کردند. چون بعضی از این خانم‌هایی که قبل از انقلاب مسلمان شده بودند و بعضی از مرد‌های مسلمان، قبل از انقلاب خلاف‌کاری‌هایی داشتند. مثلاً شخصی مشرک است و از قبل از انقلاب یک دوست‌دختر داشته، او رفته مسلمان شده است. این شخص در مکه است و بعد درباره آن خانم شعرهایی می‌نویسد و جزئیات او را در شعر توضیح می‌دهد که مثلاً خال لب تو این‌گونه است، کجای تو این‌گونه است و... حالا آن خانم مسلمان شده و به جبهه ایمان آمده است. پیامبر بارها به همین افرادی یا کسانی که مردم و عوام را برای جنایت علیه اسلام و مسلمین تحریک می‌کردند، پیام داد که این کارها را نکنید و این حرف‌ها را نگویید. اما وقتی آن‌ها ادامه دادند، پیامبر(ص) دستور داد بروید چند نفر از این‌ها را ترور کنید! ترور یعنی بروید بکشید. البته الآن نباید از کلمه ترور استفاده کرد. گفت بروید بکشید. یعنی با این جنایت‌هایی که می‌کند، حکم آن اعدام است. وقتی شخصی ده نفر را کشته است، چون دست ما به او نمی‌رسد، باید بگوییم دیگر مجازات ندارد؟ خیر. اگر دست تو به او رسید، باید او را مجازات کنی.

پس ترور اگر ارعاب و ترساندن مردم بی‌گناه باشد، خیانت و حرام است. حتی ترساندن مشرک یا غیرمسلمانی که با شما سر جنگ ندارد هم حرام است تو نباید او را بترسانی. تو حق نداری غیرمسلمان را بترسانی. این که کسی بگوید آقا، این‌ها مسلمان نیستند، پس بگذار بترسند! تو حق نداری این کار را بکنی. تو اصلاً باید حقوق او را رعایت کنی. شخصی نزد پیامبر آمد و گفت: آقا، من با یک مسیحی یا یهودی یک معامله شیرین کردم و کلاه او را برداشتم؛ یک بر صفر به نفع اسلام! پیامبر(ص) از این کار عصبانی شدند و فرمودند: حقوق آن‌ها مانند حقوق ماست. پیامبر(ص) فرمود: من در قیامت وکیل‌مدافع غیرمسلمانانی هستم که مسلمان‌ها آن‌ها را اذیت کردند، به آن‌ها توهین می‌کنند و آن‌ها را می‌ترسانند. اسلام این‌گونه است.

پس اگر ترور به ‌معنای ترساندن افراد باشد، ولو اینکه آن‌ها شما را قبول ندارند، با شما مخالف هستند و سر جنگ با تو ندارند، این کار حرام است. اگر مراد از ترور، خشونت علیه کسانی است که مستحق خشونت نیستند - یعنی کسانی را بکشی که کسی را نکشته‌اند - این کار همان ترور است.

البته کلمه ترور یک کلمه اروپایی و غربی است و همیشه در تاریخ بوده است. کشتن مخالف به شیوه‌های مختلف وجود داشت؛ مثلاً کار حسن صباح در برابر حکومت سلجوقیان همین‌گونه بود که رهبران این‌ها را با نیروهای فدایی خود می‌زد. الآن من به درست و غلط آن با جبهه‌ها کار ندارم می‌خواهم بگویم همیشه این کار وجود داشته است. اصلاً همه ائمه ما ترور شدند؛ یعنی شیعه مذهبی است که تمام رهبران خود را به قتل رسانده و ترور کرده‌اند. همه ائمه ما ترور شدند و همان‌طور که در روایت آمده است: «مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ أو مَقْتُولٌ»، حتی یک نفر از آن‌ها عمر طبیعی نکرد و همگی شهید شدند. آن‌ها در وسط معرکه بودند و ناجوانمردانه کشته شدند. اگر مراد از ترور این است که یک جنایتکار را که تجاوز کرده، جنایت کرده، آدم کشته و حکم اعدام است، برای دفاع از مسلمانان و مظلومان بزنیم تا دیگر جنایت‌ها را ادامه ندهد؛ در صورتی که دست ما به او نمی‌رسد، دادگاه بین‌المللی هم برای محاکمه وجود ندارد و هیچ عدالتی در کار نیست، در حالی که همچنان دارد جنایات خود را ادامه می‌دهد، آیا ما باید بگوییم چون این کار به روش دادگاه رسمی انجام نمی‌شود، پس ما حق نداریم او را قصاص کنیم؟ چرا، ما حق داریم.

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید که حتی به حیوانات دروغ نگویید؛ شخصی علف دست گرفته بود تا گوسفندان بیرون بیایند، گوسفندان بیرون آمدند اما علف را به آن‌ها نداد. پیامبر(ص) فرمودند: آیا تو به گوسفندان دروغ گفتی و خیانت می‌کنی؟ آن شخص گفت: آقا، دروغ به گوسفند یعنی چه؟ دروغ و راست آن چیست؟ پیامبر(ص) فرمودند: آیا تو این علف‌ها را جلوی او نگرفتی و به او نگفتی که بیرون بیا تا این‌ها را به تو بدهم؟ او هم سخن تو را فهمید و به تو اعتماد کرد. شما با یکدیگر یک پروتکل امضا کردید، تفاهم‌نامه نوشتید و این یک قرارداد بود! اما وقتی بیرون آمد، علف را بهش ندادی؟ خیانت می‌کنی؟ این دین همان دینی است که می‌گوید به حیوان دروغ نگو. مگر نفرمودند که حیوانی را جلوی حیوان دیگر ذبح نکنید؟ شما می‌دانید که ذبح حیوان در جلوی حیوانات دیگر اصلاً مکروه است. حتی پیامبر(ص) فرمود: جلوی یک حیوان، حیوان دیگر را ذبح نکنید و جلوی حیوان چاقو تیز نکنید، چون متوجه می‌شود. روی اعصاب حیوان راه نرو. چاقو باید تیز باشد تا حیوان سریع راحت بشود و تشنه هم نباشد. ذبح باید رو به قبله و با نام خدا باشد، زیرا این عمل یک مفهوم و توضیح اخلاقی دارد مبنی بر این که ما طبق حقی که داریم رفتار می‌کنیم و از آن اندازه تجاوز نمی‌کنیم.

حالا همین پیامبر چطور فرمودند بروید فلانی را بزنید او را اعدام کنید؟ زیرا در دسترس نیست این خودش به صف جنگ نمی‌آید، بلکه جنگ راه می‌اندازد، جنایت می‌کند و دائم توطئه می‌چیند. پیامبر(ص) فرمودند: چه کسی حاضر است این کعب بن اشرف از جنایتکاران، رباخواران، رهبران و خائنان یهود است و جنایت‌های بسیاری مرتکب شده است. شما بروید او را بکشید. بارها هم اخطار کرده بودند، اما همچنان جنایت خود را ادامه می‌داد. پیامبر پرسیدند: طرح شما چیست؟ آن‌ها حتی طرح دادند که ما به این عنوان وارد قلعه می‌شویم تا دشمن را فریب دهیم. از آنجا که طبق روایت: «الْحَرْبُ خُدْعَةٌ»، این کار هم جایز بود و پیامبر فرمودند: شما این کار را بکنید. پیامبر(ص) شخصی را از مدینه به مکه فرستادند تا شخص دیگری را بزند. چطور؟ آیا این کار ناجوانمردانه است؟ خیر، ناجوانمردی تعریف خاصی دارد. اولاً فریب دادن دشمنِ ناجوانمرد، ناجوانمردی نیست. اما این که آیا ما باید یواشکی بزنیم یا علنی بزنیم؟ اصلاً سؤال این نیست، بلکه این مسئله مربوط به شیوه اجرای حکم است. سؤال این است که آیا تو می‌توانی کسی را که جنایتی نکرده است، به صورت علنی یا غیرعلنی بکشی؟ خیر، نمی‌توانی. اما آیا کسی را که جنایت کرده و مستحق اعدام است، می‌توانی به شیوه غیرعلنی و ناگهانی بکشی و او را غافلگیر کنی و حکم را اجرا کنی؟ مثل این که شخصی ده نفر را کشته، تجاوز کرده و همه چیز را نابود کرده، اما الآن یک جایی رفته و جلو نمی‌آید و دادگاهی هم در کار نیست، در حالی که همچنان دارد جنایات خود را ادامه می‌دهد. بعد بروی یک جایی او را گیر بیاوری بعد بگویی آیا این‌جا مجازات درست است؟ این هم که بعضی‌ها استناد کردند و گفتند مسلم بن عقیل قرار بود ابن زیاد را بزند و ترور کند و آن کار خلاف جوانمردی بود! اولاً سند معتبری برای این ادعا در منابع ما وجود ندارد. ثانیاً راجع به همین مورد هم چهار احتمال دیگر در تاریخ وجود دارد که درباره آن‌ها بحث شده است. یکی از آن‌ها این است که وقتی به مسلم می‌گویند، می‌گوید: اگر الآن من این را می‌زدم، دیگه دیر شده بود و کاری نمی‌شد کرد! یعنی اگر واقعاً زدن ابن زیاد می‌توانست سرنوشت کوفه را عوض کند، این کار فتک، ناجوانمردی، خیانت نبود، بلکه جزوی از جنگ بود؛ زیرا آن‌ها جنایات کرده بودند. آن‌ها سر هر محله برای ترساندن همه یک نفر را به دار کشیدند. ترور واقعی آن کار است. مسلم فهمیده بود که کار به جایی نمی‌رسد و این اقدام فقط باعث می‌شود که سلسله انتقام‌های بعدی علیه قبیله صاحب‌خانه و خود این‌ها ادامه پیدا کند، در حالی که هیچ نتیجه‌ای هم ندارد و از این قبیل.

قتل ناجوانمردانه در دعوای شخصی؛ مثلاً شما با کسی اختلاف داشتید او را به مهمانی دعوت کنید که ناهار به خانه ما بیا بعد او را بکشید! این کار قطعاً خلاف اخلاق، عدالت، شرع و همه چیز است. اما با دشمنی که محارب است و دارد می‌جنگد و رسماً شما را ترور می‌کند و خودش گفت که ما دو لایه از رده‌های شما را ترور کردیم و اگر لازم شود، دو لایه دیگر را هم می‌زنیم! چه باید کرد؟ دیروز با افتخار اعلام کرد که من هم دستور ترور رهبر شما را دادم و هم سلیمانی را زدم و اگر لازم بشود، بقیه شما را هم می‌زنم! حالا اگر ما بتوانیم این ترامپ را در جایی گیر بیاوریم و او را اعدام بکنیم، آیا باید بگوییم نه، این کار ناجوانمردانه است؟ فتک این است؟ این کار یعنی قاطی کردن مفاهیم با همدیگر.

پس معیار این که کاری جایز است یا ناجایز، اصل جواز و حرمت کشتن کسی یا کسانی است. اما اگر طرف یک جنایتکارِ مستحق اعدام است، اگر بتوانید او را به صورت رسمی مجازات کنی که بهتر است، ولی وقتی این کار ممکن نمی‌شود و همچنان دارد جنایات خودش را ادامه می‌دهد، در اینجا واجب است که بتوانی آن شخص و این جنایتکار را ولو به صورت ناگهانی و غافلگیرانه بزنی.

این هم بحث ترور بود که بعضی‌ها آن را قاطی کردند. اگر ترور به ‌معنای ارعاب است، تو باید دشمنان را ارعاب کنی. اصلاً قرآن می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»؛ یعنی هر قدرتی را ایجاد کنید. برای چه؟ «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»؛ یعنی برای ارهاب، ارهاب هم همان ارعاب است. این کار برای آن است که دشمن شما و دشمن خدا بترسد. این ارهاب و ترساندن، برای دشمنان خدا و ائمه کفر و رهبران کفر است، نه آدم‌های معمولی و بی‌گناه. که توی خیابان بمب بگذاری که همه کشته شوند! درباره سلاح اتمی هم که آقا تا آخر می‌گفت با این که همه دنیا گفتند شما قانوناً و شرعاً همه چیز، اصلاً از آن استفاده هم نکنید؛ اما اگر بمب داشته باشید، دشمن جرأت نمی‌کند به شما حمله کند. هیچ‌کس جرأت نمی‌کند به کشوری که بمب اتم دارد حمله کند یا رهبران آن‌ها را ترور کند. بنابراین این کار را به عنوان یک عامل بازدارنده انجام دهید؛ هرچند ایشان همین را هم قبول نداشت. این سلاحی است که بیشتر قربانیان آن، انسان‌های بی‌گناه هستند. چرا باید ده‌ها هزار انسان کشته شوند تا هزارتا آدم... بله موشک نقطه‌زن ممکن است در آنجا یک عده انسان بی‌گناه هم کشته شوند که آن دیگر چاره‌ای نیست، وگرنه بنای ما بر این کار نیست. من دیدم که بعضی از فقهای ما و حتی آقای مطهری، قبل از انقلاب به همین آیه استناد کرده‌اند تا مسلمان‌ها این سلاح را داشته باشند، ولو این که از آن استفاده نکنند، فقط آن را داشته باشند.

آیا ترور خوب است یا نه؟ آیا انتقام خوب است یا نه؟ سه- چهارتا سؤال زیر این هست باید آن‌ها را هم مطرح کنید. آیا انتقام خوب است یا نه؟ بعضی از انتقام‌ها خیلی بد هستند، اما بعضی از انتقام‌ها واجب هستند. آیا ترور خوب است یا بد؟ ترور به ‌معنای کشتن یک جنایتکارِ مستحق اعدام به شیوه غافلگیرانه، اشکالی ندارد؛ همان‌طور که شیوه غیر غافلگیرانه آن هم اشکالی ندارد. ولی وقتی که آن کار ممکن نمی‌شود، تو باید این ماده فساد را بزنی. همان‌طور که قرآن می‌فرماید: «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»، پس رهبران کفر را بزنید. چون این‌ها باعث می‌شوند میلیون‌ها انسان کشته شوند؛ این‌ها حتی مردم خود را هم به کشتن می‌دهند، چه برسد به مردم این طرف. چنین شخصی مفسد فی‌الارض است. بپرس بی‌گناه است یا گناهکار؟ حکم او اعدام است یا نه؟ باید این را جواب بدهی. بعضی‌ها می‌گویند آقا، نواب صفوی را ترور کردند، منافقین را هم ترور کردند. این کار ترور نیست. باید دید چه کسی، چه کسی را کشته و چرا؟ فداییان اسلام چند نفر را کشتند که همگی از رده‌های یک ائمه کفر بوده‌اند. آن‌ها هیچ انسان بی‌گناهی را نکشتند؛ این کار یک حکم شرعی است. اما شما هزاران نفر را، یعنی هر کسی را که با شما موافق نبود، کشتید. در مشهد در محله ما، آن‌ها داخل یک خیاطی آمدند برای این که عکس امام(ره) روی دیوار او بوده او را به رگبار بستند و سه‌تا خشاب روی او خالی کردند. این کشتن حرام است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha